پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق
گرایش حقوق بین الملل
210 صفحه
چکیده:
در سال 1957 با توافق 18 کشور نهادی به عنوان آژانس بین&zwnj المللی انرژی اتمی و مستقل از سازمان ملل تشکیل شد. تشکیل این آژانس به تبع سخنانی بود که در 1953 آیزنهاور, رییس جمهور وقت آمریکا در کنفرانس اتم برای صلح در مجمع عمومی سازمان ملل مطرح کرد و پیشنهاد داد که یک نهاد بین&zwnj المللی برای کنترل سلاح&zwnj های اتمی تشکیل شود. این پیشنهاد در زمانی مطرح شد که آمریکا خود سلاح اتمی در اختیار داشت و حتی تنها کشوری بود که از آن استفاده کرده بود ضمن اینکه کشورهای دیگر نیز به شدت در مسیر دستیابی به این سلاح حرکت می&zwnj کردند و حتی برخی از آنها به این سلاح دسترسی پیدا کرده بودند.
با اینکه اصولا این آژانس ازسازمان ملل مستقل است و رسما و عملا فعالیت&zwnj های آن در چارچوب جداگانه&zwnj ای صورت می&zwnj گیرد, اما مصوبات و گزارش&zwnj های آن برای مجمع عمومی و شورای امنیت سند معتبری محسوب می&zwnj شوند که می&zwnj توانند براساس آنها به تصویب قطعنامه&zwnj های لازم بپردازند. مقر این سازمان در وین پایتخت اتریش قرار گرفته است و ماموریت اصلی آن ارتقا استفاده&zwnj های صلح&zwnj آمیز از انرژی هسته&zwnj ای و مدیریت برنامه&zwnj های بازرسی, حسابرسی و کنترل منابع هسته&zwnj ای که مجموعا تحت لفظ بازرسی و نظارت مطرح می&zwnj باشند, اعلام شده است. طبق اساسنامه&zwnj ی این سازمان نظارت و بازرسی یاد شده برای تضمین این امر صورت می&zwnj گیرد که مواد هسته&zwnj یی برای تولید سلاح&zwnj های اتمی به کار نروند. امروزه بازرسان آژانس بیش از 800 تاسیسات هسته&zwnj ای را در 110 کشور تحت بازرسی و نظارت دارند, اما علیرغم این نظارت و بازرسی آژانس هیچ گونه اقتدار مستقلی برای نظارت بر برنامه&zwnj های هسته&zwnj ای کشورهایی که به معاهده&zwnj ی منع تکثیر سلاح&zwnj های هسته&zwnj ای نپیوسته&zwnj اند, ندارد. به علاوه آژانس فقط می&zwnj تواند بر تاسیساتی نظارت کند که کشورها به آن اجازه بازرسی دهند علیرغم این که نظارت آژانس بر فعالیت&zwnj های هسته&zwnj ای عراق از سال 1992 فعالانه و موثر بوده است, اما در موارد دیگر تا خود کشورها به آژانس اجازه ندهند, که از تاسیسات هسته&zwnj ایشان بازرسی کند, آژانس قادر به اعمال زور و نقض عدم تمایل کشورها نیست. بیشترین عضویت&zwnj ها در همان سال&zwnj های اولیه تشکیل آژانس بوده است؛ به طوری که پس از آن با فواصل زمانی چند سال فقط یک کشور به عضویت این سازمان درآمده است. آژانس سه ارگان مرتبط باهم دارد: الف) شورای حکام ب) کنفرانس عمومی که شاخه قانونگذاری آژانس می&zwnj باشد ج) دبیرخانه که مسوول اجرا و عملیاتی کردن مصوبات است.
ثروتمندان به فرزندان خود در زمینه کارکرد پول چه چیزی می آموزند، که
نادارها و اعضای طبقه میانی جامعه از آن غافلند! رابرت کیوساکی، شارون لچنر مترجم: دکتر عبدالرضا رضای ینژاد
ما دوران گذشته را پشت سر گذاشت ه ایم و به زمان ه ای رسیده ایم که علم و ثروت در یک راستا قرار
گرفته اند. علم و ثروت بحث امروز است
نویسندگان کتاب به این نکته اشاره دارند که &ldquo تا ٣٠٠ پیش، زمین منبع ثروت بو د . زمین داران ثروتمند
به حساب م ی آمدند، پس از آن دوران صنعتی فرارسید و صاحبان صنایع به ثروت رسیدن د . امروز دوران
دانش و اطلاعات اس ت . کسانی که به اطلاعات تازه و روز دسترسی داشته باشند ثروتمندن د .&rdquo نویسندگان
کتاب، روش های آموزشی مدارس را برای عصر حاضر مناسب و کافی نم ی دانند و معتقدند که &ldquo مدرسه ها
کارمندپرورند و نه کارآفرین پرور.&rdquo
آموزش هایی که برای عصر سازما ن های بزرگ و بوروکراتیک مناسب بود، دیگر جوابگوی نیازهای
سازمان های پیچیده، شبک ه ای و مبتنی بر دانش امروز نیس ت . درواقع فرزندان ما را برای دنیایی تربیت
می کنند که دیگر وجود ندار د . نویسندگان به جوان ا ن امروز توصیه م ی کنند که کارآفرین باشن د . برای
کارآفرینی باید سخت کوش، خوش بین و ریسک پذیر بود و باید هوشمندی مالی داشت.
هوشمندی مالی نیز از چهار عامل
&bull آشنایی با حسابداری،
&bull روش های سرمایه گذاری،
&bull بازاریابی،
&bull آگاهی از قوانین، حاصل می شود.
و بالاخره پیام اصلی کتاب این است: &ldquo برای پول کار نکنید، بگذارید پول برایتان کار کند.&rdquo
موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان
استان مازندران با حدود 24 هزار کیلومتر مربع مساحت بین 47 دقیقه تا 38 درجه و 5 دقیقه عرض شمالی و 50 درجه و 34 دقیقه تا 56 درجه و 14 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته ایت. دریای مازندران در شمال، استان تهران و سمنان در جنوب و استان های گیلان و گلستان به ترتیب در غرب و شرق آن قرار گرفته است. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری سال 1375 و با توجه به تفکیک استان گلستان از استان مازندران، این استان در حال حاضر 14 شهرستان، 38 شهر، 34 بخش و 100 دهستان دارد. شهرستان های این استان عبارتند از: آمل، بابل، بابلسر، بهشهر، تنکابن، ساری، سواد کوه، قائم شهر، رامسر، محمودآباد، نکا، نور، نوشهر و چالوس.
جغرافیای طبیعی و اقلیم استان
موقعیت و وضعیت طبیعی استان مازندران نشانگر دو ناحیه عمده جلگه های ساحلی و کوهستانی البرز است. امتداد و جهت رشته کوه های البرز به صورت دیواری مرتفع و طولانی، نوار ساحلی و جلگه های کناره ای دریای مازندران را محصور کرده است. در سراسر استان مازندارن، شیب زمین از ارتفاعات به سوی جلگه و به سمت دریای خزر کاهش می یابد. در محل تلاقی جلگه و کوهپایه&zwnj های شمالی البرز، به علت شدت فرسایش و تراکم آبرفت، قسمتی از ناهمواری های قدیمی با رسوبات جدیدتر پوشیده شده و در بعضی نقاط به صورت تپه درآمده است. تحت تأثیر نسیم دریا و بادهای محلی، در جلگه های سواحل جنوبی و شرقی دریای خزر، تپه های ماسه ای ساحلی تشکیل شده و سدی طبیعی و کم ارتفاع بین دریا و جلگه پدید آورده اند. همچنین در قسمت شرقی جلگه مازندران رسوباتی ضخیم به صورت تپه ماهوره های نسبتا مرتفع وجود دارد که حداکثر گسترش غربی آنها تا شهرهای بهشهر و نکا محدود می&zwnj شود.
طبیعت استان مازندران تحت تأثیر عرض جغرافیایی، ارتفاعات البرز، ارتفاع از سطح دریا، دوری و نزدیکی به دریا، وزش بادهای محلی و ناحیه ای، جا به جایی توده های هوای شمالی و غربی و حتی پوشش متراکم جنگلی قرار دارد. به همین جهت و با وجود وسعت اندک، (و بر خلاف تصور عموم که آب و هوای آن را یکسره معتدل می دانند)، این ناحیه از تنوع آب و هوایی ویژه ای برخوردار است. دو جریان بزرگ نقش تعیین کننده ای در آب و هوای استان ایفا می کند:
یکی جریان هوایی شمال و شمال شرقی که از سیبری و قطب شمال به سوی
جنوب و جنوب غربی پیش روی می کند و موجب سردی هوا، یخ بندان و ریزش برف و باران می شود. این توده هوا در تابستان به سوی شمال رانده می&zwnj شود و تأثیر چندانی در آب و هوای مازندران ندارد. دیگری جریان وزش بادهای غربی است که در زمستان از اقیانوس اطلس، دریای مدیترانه و دریای سیاه عبور می کند و پس از ورود به ایران، بارندگی های شدید و مداوم را باعث می شود. در ماه های تابستان قدرت باران زایی این بادها کاهش می یابد و فقط رطوبت و هوای شرجی را افزایش می دهد و شرایط زیستی نامناسبی را پدید می&zwnj آورد. علاوه بر باد و جا به جایی توده های اصلی هوا، بادهای محلی دیگری نیز مانند باد سورترک(شاخه ای از سیبری در زمستان)، باد خوش آباد دره نور، باد اورزروا (باد سرد زمستان از شرق به غرب) باد گیل وا(از مازندارن به گیلان) و باد سام(بادی در بهار و تابستان از جنوب به شمال) وجود دارد که به طور محلی و فصلی در شرایط آب و هوایی استان مازندران مؤثر واقع می شوند. آب و هوای استان مازندران با توجه به دما و بارش، به چند نوع تقسیم می شوند
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 100صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
حمایت فعال انسیتوهای غربی (نظیر بانک جهانی, ناتو, صندوق بین المللی پول, سازمان تجارت جهانی, سازمان ملل) بسیاری از شرکتهای سرمایه گذار را قادر به گذر از محدودیتهای متعارف منطقه ای و بصورت تجارت جهانی شدن می&zwnj سازد. جهانی سازی تجارت سؤالاتی را پیرامون نظم اجتماعی, نظارت و تعهد شرکتها هم در قالب ملی و هم بین المللی مطرح می&zwnj سازد. تجارت جهانی معمولی هم نیازمند چارچوبهایی برای ایجاد و جلب اطمینان است. یکی از واکنش ها از سوی دول غربی بر تکیة قابل توجه بر تکنولوژیهای محاسباتی جهت نظم بخشیدن به شرکتهای تجاری و غیر تجاری محلی و جهانی متمرکزست (انجمن حسابرسی 1990و 1989 , Zeff and Moonitz 1984 , Willmott et al 1992 , 1993 , Power , 1991 Arnold , 1994 Preston و Chua , انجمن حسابرسی 1994 , 1998 Sikka). انتظار می رود بازتاب برتری تکنولوژیهای مشابة غربی هم از سوی کشورهای در حال توسعه حتی اگر آنها تأثیر مستقیمی بر فرآیند تغییر حسابداری در کشورهای صنعتی غرب نداشته یا این تأثیر اندک باشد پذیرفته شود (1989 Hopwood). بسیاری از اندیشه های حسابداری هم از سوی شرکتهای عمدة حسابداری که ناظران را به این باور که آنها شرکتهای جهانی بوده و از اینرو امکان (جلب) اعتماد, برتری و تنظیم شرکتهای بین المللی را از طریق حسابرسی های خارجی فراهم می&zwnj سازند تشویق می&zwnj نمایند گسترش یافته است (1994, Hanlon). چنین پیشرفتهایی هم فرصتهای کسب دستمزد را برای شرکتهای عمدة حسابداری گسترش می&zwnj دهد.
در حالیکه شک و تردیدهای قابل توجهی پیرامون ضرورت اجتماعی جلب اعتماد بر نظارت از طریق حسابرسی های مالی مورد تأکید بوده است (مثل 1994, Power) , چیزهای اندکی در مورد تکیه بر حسابرسی برای تنظیم تجارت جهانی شناخته شده است. هر پرسشی از تعامل میان نظم تجارت در حال حسابرسی و یک کشور در بافت بین المللی نیازمند توجه به این سؤال است که چطور جهانی سازی قدرت قانونی افراد جامعه را تحت تأثیر قرار می&zwnj دهد.
شامل 81 صفحه فایل word قابل ویرایش
مقدمه
لباس پوشیدن شانى از شؤون انسانى است، که عمرى به قدمت&rlm خود انسان دارد. تا جایى&rlm که مطالعات مردم شناسانه قد مى&rlm دهد،تلبس، دست کم سه نیاز متفاوت، حفاظت در مقابل سرما،گرماو برخى دیگر از عوارض طبیعى نیاز طبیعى ، حفظ عفت نیازاجتماعى و بالاخره آراستگى و زیبایى نیازروانى را در عرض&rlm هم تامین مى&rlm کرده است. نوع پوشش در هر جامعه، علاوه برخصوصیات جغرافیایى وطبیعى، موفقیت جنسى، سنى، شغلى &rlm و دیگر عوامل اقتصادى و اجتماعى تابعى از فرهنگ وجهان&rlm بینى حاکم برآن جامعه است. تن&rlm پوش یک جامعه بیش ازآنکه تبلور سلیقه ورزیها و تنوع طلب&rlm هاى بى&rlm حد و حصرانسانى&rlm باشد،آئینه تمام&rlm نماى جهان&rlm بینى و ارزش&rlm هاى حاکم بر فرهنگ&rlm یک جامعه است. البته نمى&rlm توان منکر شد که عوامل شناخته وناشناخته دیگرى نیز همواره وجود دارد که افراد را به نقض&rlm ارزش&rlm ها و عدم تمکین الگوهاى فرهنگى حاکم سوق مى&rlm دهد.اسلام به&rlm عنوان یک مکتب جامع، ارزش&rlm هایى را متناسب بابینش&rlm هاى خود بر رفتارها و آداب فردى و اجتماعى دینداران، ازجمله پوشش آنها حاکم کرده و با توجه به ضرورتهاى طبیعى ، اجتماعى و روانى معیارهایى را در کم و کیف لباس مدنظر قرارداده است که برخى واجب وبرخى مستحب مى&rlm باشند. طبیعى&rlm است عینیت &rlm یابى این&rlm الگوها نیز همچون سایرین رهین علم وآگاهى به مطالبات دین و میزان دغدغه خاطر در اجراى فرامین &rlm الهى است. در این مقاله سعى ما برآن است تا در حد بضاعت&rlm مزجاة خود، دیدگاه اسلام را با استناد به آیات و روایاتى چندمطرح سازیم.امید آنکه مقبول اهل نظرافتد.
قل &rlm للمؤمنین یغضوا من&rlm ابصارهم ویحفظوا فروجهم ذلک ازکى&rlm لهم &rlm ان&rlm الله &rlm خبیربمایصنعون و قل للمؤمنات یغضضن من &rlm ابصارهن ویحفظن &rlm فروجهن و لایبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن اوآباء بعولتهن اوابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنى&rlm اخوانهن او بنى&rlm اخوانهن &rlm اونسائهن او ماملکت&rlm ایمانهن اوالتابعین غیراولى&rlm الاربة من&rlm الرجال اوالطفل الذین لم&rlm یظهروا على عورات النساء ولایضربن بارجلهن لیعلم مایخفین من زینتهن وتوبواالى الله جمیعا ایه المؤمنون لعلکم تفلحون. (نور:30-31)
ترجمه آیات
اى پیامبر، به مردان باایمان بگو که نگاههاى خود را از زنان فروگیرند و فرجهاى خود را حفظ کنند (بپوشانند) این کار براى آنهاپاکیزه &rlm تر است. به درستى&rlm که خداوند به آنچه انجام مى&rlm دهند آگاه &rlm است. و به زنان باایمان بگو که چشمان خود را از مردان فروگیرند و دامنهاى خود را حفظ کنند (بپوشانند) و زینتهاى خود راآشکار نکنند مگر آنچه که ضرورة ظاهر است و باید که گردن وسینه &rlm هاى خود را با روسریهاى خود فرو بندند و زینتهاى خود راآشکار نکنند، مگر براى همسرانشان یا برادرانشان یا پسران&rlm برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان آزاده یا کنیزان یا مردانى &rlm که تمایلى به زنان ندارند یا اطفالى که به عورت زنان آگاهى &rlm ندراند. و زنها نباید پاهاى خود را چنان برزمین بکوبند که &rlm زینتهاى مخفى آنها معلوم شود واى مؤمنان، به سوى خدا توبه &rlm کنید شاید رستگار شوید.
تفسیر مفردات آیه
الغض: از نظر لغت، دومعناى عمده براى غض بیان شده &rlm است،یکى نقصان و کم کردن و دیگرى بستن به چشم و هرکدام از این&rlm دو معنا قابل تبیین به دو صورت مى&rlm باشد که میتوان درمجموع، چهار معنا براى غض بیان کرد:
1- الغض:النقصان.
- کم کردن دید چشم، به این صورت که سررا به زیر بیندازدو یا صورت را برگرداند.
- کم کردن، به معناى نگاه آنى کردن نه نگاه استقلالى.
2- الغض: اطیاق الجفن.
- بستن چشم به صورت کامل و نگاه نکردن.
- بستن چشم به معناى انصراف و اعتنا نکردن.
باتوجه به متعلقهاى مختلفى که براى غض بصرمى&rlm توان &rlm گرفت وبا توجه به این مطلب که استعمال لفظ در اکثر از معناى واحد درقرآن، صحیح باشد، هر کدام از چهار معناى غض با توجه به یکى&rlm از متعلقها مى&rlm تواند صحیح باشد مثلا اگر متعلق را فروج بگیریم، معناى آن، بستن چشم به طورکامل مى&rlm باشد واگر متعلق را زن&rlm یا مرد بگیریم معناى آن،کم کردن دید یاآنى &rlm نگاه &rlm کردن مى&rlm باشد.
الخمار: روسرى و هرچیزى &rlm که سر را بپوشاند و از این&rlm که در آیه&rlm کریمه دستور داده که زنها به وسیله خمار گردن وسینه&rlm هاى خودرا بپوشانند، معلوم مى&rlm شود که خمار، اضافه براین که سر و موهارا مى&rlm پوشاند اطراف آن، مقدارى اضافه دارد که بتوان به وسیله&rlm آن گردن و سینه&rlm ها را پوشاند و همان طور که از شان نزول آیه نیزاستفاده مى&rlm شود، اطراف آن را قبلا پشت&rlm سر مى&rlm انداختند. پس&rlm خمار پارچه &rlm اى بزرگتر از روسرى مى&rlm باشد.
الفرج: به معناى شکاف است، اما در اضافه شدن به کلمه &rlm اى &rlm دیگر، معانى مختلفى دارد اگر به ضمیریا اسم انسان اضافه شودبه معناى محل مخصوص و یا کنایه از عورتین است
عورة: هر چیزى را که انسان حیا دارد که آن را آشکار کند، عورة&rlm گویند و اگر به ضمیر انسان اضافه شود معناى همان محل&rlm مخصوص را دارد.
الزینه: چیزى که به وسیله آن زینت مى&rlm کنند. (مایترین به) معناى لغوى زینت &rlm یا روایاتى که زینت استثناء شده در آیه &rlm کریمه را انگشتر معنا کرده سازگاراست اما با توجه به روایاتى&rlm که زینت استثنا شده را مقدارى از بدن، مثل صورت و دست تعبیر مى&rlm کند و با توجه به قول اکثر مفسرین که معناى زینت را مواضع زینت گرفته &rlm اند، مى&rlm توان در معناى لغوى زینت توسعه&rlm داد که هم شامل وسایل زینت&rlm شود و هم شامل مواضع زینت که&rlm مقدارى از بدن باشد. « الزینة تحسین الشى&rlm ء بغیره من لبسه او حلیة&rlm او هیئة&rlm »
الجیب: در اصل، طوقه و گشادى سرلباس است ولى براى&rlm گردن و سینه، کنایه آورده مى&rlm شود و در آیه کریمه هم که&rlm جیوب به ضمیر نساء اضافه شده &rlm است، معلوم مى&rlm شود که معناى&rlm آن، طوقه لباس نیست&rlm بلکه منظور، همان گردن زنان است که&rlm همان محل طوقه لباس است.
الاربه: به معناى حاجت و گاهى شدید منظور است.
متعلق غض در آیه شریفه
1- چون متعلق ذکر نشده&rlm است، ممکن است آن را مطلق آنچه که&rlm نگاه کردن به آن حرام است&rlm بگیریم چنانچه صاحب&rlm مجمع&rlm البیان، تفسیر کرده&rlm اند « عمالایحل لهم النظر الیه&rlm » .
2- ممکن است&rlm به قرینه جمله بعدى که حفظ فروج است، متعلق &rlm غض را فروج بگیریم چنانچه مرحوم، علامه طباطبایى &rlm فرموده&rlm اند: « و على هذایمکن&rlm ان &rlm تقید اولى&rlm الجملتین &rlm بنا بنتها ویکون&rlm مدلول الاه هوالتهى عن &rlm النظرالى &rlm الفروج&rlm » .
3- مى&rlm توان به قرینه &rlm مقابله دو آیه که اولى خطاب به مردان و دومى خطاب به زنان&rlm است، متعلق غض را در آیه اول، زنان و در آیه دوم، مردان&rlm بگیریم و ازشان نزول آیه نیز این وجه بیشتر از دو وجه قبلى&rlm استنباط مى&rlm شود.
شان نزول آیه
1- عن محمدبن یحى عن احمد بن محمد عن على&rlm بن الحکم عن&rlm سیف &rlm ابن عمیره عن سعد الاسکاف عن&rlm ابى &rlm جعفر علیه &rlm السلام قال:« استقبل شاب من الانصار امراة بالمدینة وکان النساء ینقنعن خلف&rlm آذانهن فنطر الیها وهن مقبله فلما جازت نظر الیها و دخل فى زقاق&rlm قدسماه بین فلان فجعل یتطر خلقها و اعترض وجهه عظم فى الحائط اوزجاجه فشق وجهه فلما مضت المراه نظر فاذا الدماء تسیل على توبه &rlm وصدره فقال والله لاتین رسول&rlm الله صلى&rlm الله &rlm علیه &rlm وآله ولاخیره فهبط جبرئیل علیه&rlm السلام بهذه الایه « قل&rlm للمؤمنین&rlm یغضوامن&rlm ابصارهم&rlm » » .
این شان نزول،احتمال سوم درمتعلق غض را تایید مى&rlm کند چون&rlm صحبتى &rlm ازفروج یا کل &rlm محرمات نیست &rlm بلکه مورد، زن ومرد است.
الف)مساله ملازمه
قبل از ورود در بحث، مناسب است که ابتدا، مساله ملازمه&rlm اى راکه در جریان بحث و استدلات، از آن گفتگو مى&rlm شود روشن کنیم.بین وجوب پوشش ونگاه، چهار صورت ملازمه،تصور مى&rlm شودکه بین دو مورد، ملازمه، عقلا و شرعا و عرفا ثابت است و بین &rlm دو مورد، ملازمه&rlm اى نیست.
1- وجوب ستر و پوشش، ملازم است &rlm با حرمت نگاه. در هرمورد و موضعى که امر به پوشش شده&rlm است، نگاه کردن به آن&rlm حرام است والا شرعا و عقلا و عرفا مناط و دلیلى براى وجوب &rlm پوشش به&rlm نظر نمى&rlm رسد و کاملا روشن است که مثلا زن باید بدن&rlm خود را بپوشاند اما آیا در منزل که هیچ فردى نیست&rlm یا در حمام&rlm نیز پوشاندن بدن واجب است&rlm یا خیر؟ پس معلوم مى&rlm شود که&rlm وجوب پوشش،براى حفظ&rlm ازنگاه&rlm است ومعلوم&rlm مى&rlm شود مواضعى&rlm که وجوب پوشش دارد حرمت نگاه هم دارد.
2- بین عدم وجوب پوشش و جواز نظر، ملازمه&rlm اى نیست زیرا ممکن است &rlm براى رفع حرج یا موارد دیگر، به عده&rlm اى&rlm رخصت داده&rlm شده که مواضعى از بدن را نپوشانند ولى به دیگران&rlm نیز اجازه نگاه داده نشده&rlm است مثل مقدارى از بدن مرد که&rlm وجوب پوشش ندارد ولى نگاه کردن زن هم جایز نیست.
3- بین جواز نگاه و عدم وجوب پوشش، ملازمه هست زیرا اگر نگاه کردن جایز است، پس معلوم مى&rlm شود که پوشش، واجب نیست، به همان بیان سابق.
4- بین عدم جواز نظر و وجوب پوشش ملازمه&rlm اى نیست.براى زن، نگاه به بدن مرد جایز نیست ولى براى مرد هم&rlm پوشاندن واجب نیست، به همان بیان سابق.
در این دو آیه، موضوعات ذیل، اهم مسائل طرح شده مى&rlm باشند.
1- مساله نگاه و به تعبیر قرآن، غض بصر.
2- مساله ستر و پوشش و به تعبیر آیه، حفظ فروج.
3- مساله عدم جواز اطهار زینت &rlm براى زنان به ضرب خمار.
4- استثناى مقدارى از بدن، از حکم وجوب پوشش، به&rlm تعبیر « الاماظهرمنها»
5- استثناى افرادى که در مقابل آنها حکم الزامى پوشش ازاو براى زن، برداشته شده&rlm است، به تعبیر « الا لبعوتهن»
6- منع زنان از هرگونه عمل محرک و جلب کننده، به تعبیر« ولایضربن بارجلهن»
الف) مساله نگاه
اما در خصوص نگاه چند مساله دراین آیه، مورد بحث قرارگرفته&rlm است.
1- حرمت نظر و نگاه به فروج (عورتین)
2- حرمت نظر و نگاه مرد و زن اجنبى به یکدیگر
3- حرمت نظر و نگاه شهوانى مطلقا
4- جواز نظر و نگاه به دست و صورت زن اجنبى
1- حرمت نظر و نگاه به فروج
اولا، نگاه به عورتین، چه نگاه مرد به مرد یا مرد به زن یا بالعکس، تمام موارد حرام است. آیه کریمه مى &rlm فرماید: « یغضوامن ابصارهم و یحفظوا فروجهم&rlm » به&rlm دلیل روایت که مى &rlm فرماید:منظور از حفظ فروج در این آیه، حفظ از نگاه است یعنى باید بپوشانند و هر موضعى از بدن که واجب باشد پوشانده شود.مسلما نگاه به آن محل، حرام است چون پوشاندن براى این&rlm است که دیده نشود، پس نگاه کردن به آن حرام است و همچنین&rlm به دلیل مقابله بین غض یصر و حفظ فرج که اولا، نگاه مطرح &rlm شده بعدا حفظ، معلوم مى&rlm شود که منظور از حفظ، همان حفظ ازنگاه است و شاید کلام امام علیه&rlm السلام هم اشاره به همین&rlm مقابله باشد.
استدلال قبل به آیه کریمه، براى حرمت نگاه به عورتین از راه &rlm ملازمه بین وجوب پوشش و حرمت نظر بود با توسل به جمله&rlm حفظ فروج اما خود جمله « یغضوا من ابصارهم یا بغضض من&rlm ابصارهن&rlm » نیز دلالت &rlm بر حرمت نظر به فروج (عورتین) دارد که&rlm متعلق غض را به قرینه حفظ فروج که بلافاصله بعد از آن&rlm آمده&rlm است&rlm خود فروج بگیریم و معناى غض چشم، بستن باشد پس آیه کریمه مى&rlm فرماید: (امر مى&rlm کند) که به عورتین نگاه نکنید.اما صرف نظر از آیه، حرمت نگاه به عورتین بین فقها و مسلمین&rlm اجماعى است و قابل تردید و تشکیک نیست.
2- حرمت نظر و نگاه زن و مرد اجنبى به یکدیگر
» قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم&rlm «
آیه اول، به قرینه آیه دوم و تقابل بین این دو آیه، خطاب به &rlm مردان و متعلق خطاب زنان است یعنى مردان چشمان خود رااز زنان فرو گیرند و به آنها نگاه نکنند و همچنین « قل للمؤمنات&rlm » خطاب به زنان بوده و متعلق خطاب، مردان هستند یعنى زنان&rlm نیز به مردان نگاه نکنند و یا از این قسمت آیه، حرمت نگاه به&rlm زنان یا بخشى از بدن آنها معلوم مى&rlm شود « ولایبدین زینتهن&rlm » به&rlm زنان دستورداده شده که زینتهاى خود رابپوشانند وآشکار نکنند و منظوراز زینت، مواضع زینت است، چون که خود زینت،به&rlm خودى خود، حرمت آشکار کردن ندارد بلکه چون اظهار زینت &rlm موجب اظهار موضع آن و بدن زن مى&rlm شود لذا آشکار کردن آن&rlm حرام&rlm است. بعضى، وجوب پوشش دارد وبه بیانى که گذشت &rlm هر موضعى که پوشش آن واجب باشد نگاه به آن حرام است.
3-حرمت نظر و نگاه شهوانى
« قل للمؤمنین یغضوا من&rlm ابصارهم ... و قل للمؤمنات یغضضن&rlm » متعلق&rlm غض در آیه، هرکدام از زن و مرد است. و معناى غض بصر،بستن چشم و ترک نظر نیست &rlm بلکه کنایه است از ترک استمتاع&rlm هرکدام از زن و مرد از دیگرى، مگر از زوج و زوجه و مملوکه.پس استمتاع ولذت بردن هرکدام از زن و مرد از دیگرى جز در آن &rlm دو مورد، حرام است. حال اگر نگاه در موردى که اصل آن جایزاست همراه شد با نوعى استمتاع ولذت و شهوت، همان چیزى&rlm است که آیه از آن نهى مى&rlm کند. مرحوم، آیت الله خویى -رحمة&rlm الله علیه - مى&rlm فرمایند: « فانها الایه تدل على لزوم کف النظرالذى هو بعمنى الانصراف عن الشى تماما فتدل على حرمة جمیع&rlm انواع الاستمتاع من المراة. ماعدا المملوکه والزوجه، و علیه فاذا ثبت من&rlm الخارج جواز النظر الى بعض اعضاء المراة علم ان المراد من ذلک انماهوالنظر البحت لاالمشوب ینوع من الاستمتاع والتلذذ»
4- جواز نظر و نگاه به صورت و دست&rlm بدون شهوت
« لاییدین زینتهن الا ماظهر منها» . براى حرمت نظر به زن اجنبه، به&rlm این قسمت از آیه کریمه استدلال شد که مى&rlm فرماید: « لایبدین &rlm زینتهن&rlm » ولى این بخش نیز استثنایى دارد « الا ماظهر» مگر آنچه که&rlm ظاهر است. در باره این استثناء واقوال مختلفى که ذیل آن بیان&rlm شده&rlm است ان شاءالله، در مساله پوشش وجه و کفین، به صورت&rlm مفصل بحث&rlm خواهد شد اما مختصرا باید گفت که از « لایبدین &rlm » که&rlm آشکار نکنند و بپوشانند، مقدارى استثناء شده که « الا ماظهر منها» است و منظور از « الاماظهر» به ضمیمه روایات، صورت و دستهااست در نتیجه صورت و دست از حرمت نظر به اجنبیه استثناء شده&rlm است، البته فقها دراین مساله، سه قول دارند:
1- جواز نظر به وجه کفین، بدون شهوت 2- عدم جواز، مطلقا 3- تفصیل بین دفعه اول که جایز است و دفعه بعدى که&rlm حرام است.
ب) مساله پوشش
در مساله پوشش نیز دو مساله، قابل بررسى است که آیه کریمه،آن را بیان نموده است: یکى مساله پوشش فروج که بین زن ومرد، یکسان است و دیگرى مساله پوشش بقیه بدن، که احکامى&rlm مخصوص به زنان بیان شده&rlm است.
مساله پوشش فروج
مساله پوشش فروج، در این آیه کریمه براى مردان و زنان یکسان بیان شده&rlm است « یحفظوا فروجهم&rlm » خطاب به مردان و « یحفظن&rlm فروجهن &rlm » خطاب به زنان. معلوم مى&rlm شود که این حد از پوشش&rlm که مربوط به فروج&rlm است &rlm بین زنان و مردان مشترک&rlm است و تفاوتى بین آنها نیست اما خود آیه،اولا، به وسیله « بحفظوا &rlm » دلالت &rlm برالزام دارد، یا این که به صورت خبر آمده&rlm است که تاکید بیشترى&rlm بر امر دارد و یا این که لام امر، محذوف است &rlm یا جواب مشروط مقدر ولى در هر صورت شکى نیست که دلالت &rlm بر الزام دارد و ثانیا: کلمه حفظ در این آیه کریمه، به معناى پوشاندن فروج&rlm است، به دو دلیل:
1- به قرینه صدر آیه که مساله غض بصر را مطرح مى&rlm کند وبعدا مساله حفظ فروج را، معلوم مى&rlm شود که در مقابل نگاه &rlm نکردن دستور به پوشاندن مى&rlm دهند.
2- از امام صادق علیه&rlm السلام ذیل همین آیه، نقل شده &rlm است&rlm که فرمودند: هر آیه&rlm اى که در قرآن درباره حفظ فرج آمده&rlm است،منظور حفظ از زناست مگر این آیه که منظور، حفظ از نگاه است&rlm که همان پوشش است. « ... کل شى فى القرآن من حفظ الفرج فهو من&rlm الزنا الا هذه الایه فهو من النظر» روایات زیادى نیز دلالت &rlm بر وجوب پوشش عورة، در باب&rlm آداب حمام دارد. اضافه بر این که سیره عملى قطعى، برپوشش عوره، موجود بوده و هست.
ج) مساله پوشش مخصوص زنان
« ولایبدین زینتهن&rlm » در این آیه، تا این جمله، احکام براى مردان و زنان یکسان بیان شده &rlm است وازاینجا به بعد، احکامى مخصوص &rlm به زنان است و معلوم مى&rlm شود که زنان، در مساله پوشش&rlm احکامى بیشتر از مردان دارند.
اولا، زن باید تمام بدن خود را اضافه بر عورتین بپوشاند واین مساله، بین مسلمین متفق علیه است و آیه کریمه نیزدلالت &rlm براین مطلب دارد:
1- « یحقطن فروجهن&rlm » فرج در آیه، اشاره به همان عورتین &rlm است و در مورد زنها چندین روایت وارد شده&rlm است مبنى براین &rlm که تمام بدن زن عورة است و در نتیجه ، باید پوشانده شود مثل&rlm « المراة کلها عوره&rlm » ، قال علیه&rlm السلام: &rlm « انماالنساء عى و عورة&rlm » .
2- &rlm « ولایبدین&rlm زینتهن &rlm » منظوراز زینت، مواضع زینت &rlm است یعنى بدن را باید بپوشانند و فروج هم که وجوب پوشش آن، قبلا بیان شد.
&rlm 3- « ولایضربن یخمرهن على جبوبهن &rlm » ظاهر آیه کریمه، این&rlm است که زنها بدن را مى&rlm پوشاندند ولى مقدارى از گردن آنها بازبود که این را هم مى&rlm فرماید: بپوشانند.
ضمنا آیه « قواعد» مى&rlm گوید که زنان سالخورده مى&rlm توانند مقدارى از پوشش خود را کنار بگذارند. معلوم مى&rlm شود که زنان &rlm دیگر باید تمام بدن خود را بپوشانند. و همچنین آیه&rlm « جلباب&rlm » ظهور واضحى دروجوب پوشش کل &rlm بدن دارد چون&rlm که جلباب جامه&rlm اى تقریبا سراسرى است که کل بدن را مى&rlm گیرد.
مرحوم، آیه&rlm الله حکیم - رضوان&rlm الله علیه - مى&rlm فرمایند:
&rlm « یحب سترالمراة تمام بدنها اجماعا بل ضرورة من الدین و یشیرالیه&rlm قوله تعالى ولیضربن یخمرهن على جبوبهن ولایبدین زینتهن&rlm الالیعولتهن ... وقوله تعالى والقواعد من النساء وصیحیح الفضیل وصیحیح الیزتطى وماورد فى حرمة النظر الى الاجنبیه نباءعلى&rlm الملازمه بین حرمة النظر و وجوب الستر المفروغ عنها فى ظاهرالض و الفتوى&rlm » .
مقدار استثنا از مساله وجوب ستر
در مساله وجوب ستر در این آیه کریمه، دو استثنا واقع شده&rlm است: یکى استثناء مقدارى از ستر و دیگرى مقدارى از مردان یا زنان که حکم الزامى پوشش در مقابل آنها برداشته شده&rlm است. امامقدار استثناء از خود پوشش « الا ما ظهرمنها» براى روشن شدن&rlm معناى این بخش از آیه کریمه قبلا باید چند نکته را بیان کنیم:
1- منظور از زینت در آیه، خود زینت نیست چون که&rlm مسلما خود زینت&rlm به خودى خود، حکم وجوب پوشش ندارد وآشکار کردن آن هم اشکالى ندارد بلکه منظور، مواضع زینت &rlm است که لازمه پوشاندن زینت، پوشاندن بدن و لازمه آشکارکردن آن، آشکار کردن بدن است.
2- استثناء « الا ما ظهر منها» متصل است نه منقطع زیرا که&rlm اولا،اصل در استثناء، متصل بودن است و منقطع بودن، احتیاج&rlm به قرینه دارد که در این&rlm جا قرینه&rlm اى وجود ندارد.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 20 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
چکیده
کمبود آب در ایران یکی از عوامل محدود کننده اصلی توسعه فعالیتهای اقتصادی در دهه های آینده به شمار می رود. متأسفانه در کشور ما هنوز استفاده مطلوب از آب به شکل یک فرهنگ جایگاه خاص خود را پیدا نکرده است، به همین جهت دستیابی به تعادل نسبی در زمینه عرضه و مصرف آب یک اصل اساسی و ضروری است که این مهم جز با ایجاد یک نظام جامع مدیریت آب میسر نیست. مجموعه اقداماتی که تاکنون در کشور در ارتباط با تأمین آب کشاورزی، شهری و صنعتی انجام شده، عمدتاً در زمینه مدیریت تولید و عرضه آب بوده است و کمتر توجهی به مدیریت مصرف گردیده است.
در نگرش جدید جهانی، آب کالایی اقتصادی- اجتماعی و به عنوان نیاز اولیه انسان محسوب می شود. هر چند آب یکی از منابع تجدید شونده به شمار می رود، اما مقدار آن محدود است. با توجه به رشد جمعیت، گسترش صنعت، بالا رفتن سطح بهداشت و رفاه عمومی، سرانه منابع تجدید شونده رو به کاهش می باشد.
در این مقاله ضمن طرح و بیان اهمیت موضوع مدیریت تقاضا و صرفه جویی آب در بخشهای شهری، کشاورزی و صنعتی به الگوی مصرف و تلفات آب شهری، عوامل مؤثر بر کاهش تقاضای آب شهری و وضعیت مصرف آب در بخش کشاورزی و صنعت پرداخته شده و سپس به گوشه ای از مطالعات و اقدامات انجام شده در کاهش تلفات در این بخشها اشاره خواهد شد. در انتها روشهایی برای جلوگیری از کاهش مصرف و اسراف آب ارائه می گردد.
مقدمه
در نگرش جدید جهانی، آب کالایی اقتصادی- اجتماعی و به عنوان نیاز اولیه انسان محسوب می شود. هرچند آب یکی از منابع تجدید شونده به شمار می رود، اما مقدارآن محدود است. با توجه به رشد جمعیت، گسترش صنعت، بالا رفتن سطح بهداشت و رفاه عمومی، سرانه منابع تجدید شونده رو به کاهش می باشد.
ایران با متوسط نزولات جوی 260 میلی متر در سال از کشورهای خشک جهان و دارای منابع آب محدود است. عواملی همچون رشد جمعیت، نیاز به غذای بیشتر، ضرورت ارتقای سطح بهداشت و رفاه اجتماعی، توسعه صنعتی و حفاظت اکوسیستمها، تقاضای آب را روز به روز بیشتر می کند. با توجه به رشد جمعیت در ایران، سرانه منابع آب تجدید شونده سالانه که در سال 1335، 7000 مترمکعب بوده، در سال 1375 به 2000 مترمکعب کاهش یافته و پیش بینی می شود که تا سال 1400 به حدود 800 مترمکعب کاهش یابد که پایین تر از مرز کم آبی (1000 مترمکعب) است. با توجه به تقسیم بندی سازمان ملل متحد، در سال مزبور ایران نه تنها شرایط تنش و فشار ناشی از کمبود آب را تجربه خواهدکرد، بلکه وارد شرایط کمیابی شدید آب می گردد [1]. در سالهای خشک، از هم اکنون شاهد کمبود و بحران آب هستیم که می تواند نه تنها خسارات اقتصادی بلکه تنش های اجتماعی- سیاسی و مخاطرات بهداشتی به بار آورد.
همانگونه که ذکر شد، متوسط نزولات جوی کشور 260 میلی متر در سال می باشد و این مقدار کم، توزیع مکانی بسیار ناهمگن دارد. به طوری&zwnj که فقط 1% از مساحت ایران بارشی بیش از 1000 میلیمتر دارد، در حالی&zwnj که 28% از سطح کشور، بارش سالیانه کمتر از 100 میلیمتر را دارد. از 415 میلیارد مترمکعب نزولات سالانه در ایران، حدود 70% آن تبخیر می شود. با ورود سالیانه دوازده میلیارد مترمکعب آب ورودی از مرزها به داخل کشور، کل منابع آبی تجدید پذیر کشور 135 میلیارد مترمکعب است که تا سال 1379، 95 میلیارد مترمکعب از این آب استحصال شده است. از این مقدار آب استحصال شده، به ترتیب 93، 5 و 2 درصد در بخشهای کشاورزی، شهری و صنعتی به مصرف رسیده است. علاوه بر محدودیت مقدار منابع آب، هزینه های استحصال آب و محدودیت منابع مالی نیز طرحهای توسعه منابع آب جدید را با مشکل و محدودیت مواجه کرده است.
بانک جهانی در گزارشی از کاهش سرانه آب قابل استحصال و از دست دادن کیفیت آن، استفاده ناکارآمد راندمان پایش مصرف در بخشهای کشاورزی، صنعتی و کشاورزی؛ شوری و زهدار شدن اراضی، وضعیت نامطلوب تعمیرات و نگهداری، محدودیت جبران هزینه ها و نبود هماهنگی بین سازمانهای ذیربط، بعنوان چالشهای پیش رو آب کشور نام برده است [2].
توزیع غیریکنواخت آب در طول مکان و زمان، وجود بیشترین تقاضای آب در زمان وقوع کمترین بارندگی، عدم توازن بین عرضه و تقاضای آب و خصوصاً افزایش تقاضای آب به دلایل ذکر شده و محدودیت منابع آبی و در بعضی مکانها کاهش آن با تنزل کیفیت آب سفره های زیرزمینی به دلیل برداشت بیش از حد مجاز، پیشروی آبهای شور، دفع غیرصحیح فاضلابهای خانگی و پساب های صنعتی، بالابودن هزینه های تأمین آب جدید با رقابت شدید بین گروههای مصرف کننده آب به دلیل کم بودن منابع آبی، استفاده ناکارآمد از آب، اتلاف زیاد آب در بخش کشاورزی و بالابودن آب به حساب نیامده در بخش شهری، و مکانیزم قیمت گذاری ناکارآمد از جمله دیگر مشکلات آبی کشور می باشد که مدیریت منابع آب کشور را پیچیده کرده است.
با این مشکلات، یکی از اهداف بلندمدت مدیریت راهبردی آب کشور تعادل برقرار کردن بین تقاضای آب و منابع آب موجود با کمترین هزینه ممکن می باشد [3]. برای پاسخگویی به نیاز روز افزون تقاضای آب در کشور، توسعه منابع آبی جدید شامل بهره برداری بهینه از منابع آبی باقیمانده، استفاده مجدد از فاضلاب، شیرین کردن آب های شور و افزایش ظرفیت تولید منابع موجود، در نظر گرفتن راهبردهای صرفه جویی آب در بخشهای مختلف اقتصادی، و توسعه روشهای مدیریت کارآمد جدید می توان نام برد.
بیش از دو دهه است که جهان پی برده است که در مدیریت منابع آب باید بیشتر به مدیریت تقاضا تا مدیریت عرضه توجه کرد. بدین منظور دانشمندان مدیریت تلفیقی آب را مطرح نموده اند. مدیریت تلفیقی، دو سیاست کلی و یک هدف اصلی دارد. سیاستهای مدیریت تلفیقی عبارتند از: 1) با آب باید به عنوان یک کالای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی برخورد شود و 2) سیاستها و گزینه هایی که مدیریت آب را هدایت می کند باید در چارچوبی یکپارچه تحلیل شود. هدف اصلی مدیریت تلفیقی این است که به واسطه مدیریت تلفیقی آب، توسعه پایدار، کارآمد و عادلانه منابع آب حاصل شود. بنابراین مبانی مدیریت تلفیقی بر پایه ترکیب پذیری مدیریت تأمین با مدیریت تقاضا استوار بوده که جنبه های زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی را درنظر می گیرد [4].
به طور کلی تمامی اقداماتی که بر کیفیت و کمیت آب ورودی به یک سیستم مصرف مؤثرند، بخشی از مدیریت عرضه می باشد و هرآنچه که بر مصرف و یا اتلاف آب پس از آن مؤثر است مدیریت تقاضا می باشد. به عبارت دیگر مدیریت تقاضای آب به فعالیتهایی اطلاق می شود که کمک می کند تا تقاضای آب کاهش یابد، راندمان مصرف بهبود یافته و از آلوده شدن یا نابودشدن منابع جلوگیری شود [5].
در این مقاله ضمن طرح و بیان اهمیت موضوع مدیریت تقاضا و صرفه جویی آب در بخشهای شهری، کشاورزی و صنعتی به الگوی مصرف و تلفات آب شهری، عوامل مؤثر بر کاهش تقاضای آب شهری و وضعیت مصرف آب در بخش کشاورزی و صنعت پرداخته شده و سپس به گوشه ای از مطالعات و اقدامات انجام شده در کاهش تلفات در این بخشها اشاره خواهد شد. در انتها روشهایی برای جلوگیری از کاهش مصرف و اسراف آب ارائه می گردد.
الگوی مصرف و تلفات آب شهری
در مطالعاتی که توسط سازمان ملل متحد در سنگاپور صورت گرفت، حداقل آب مصرفی هر شهروند برای حفظ بهداشت و سلامت جامعه 99 لیتر در روز تعیین گردیده است [6]. برطبق برنامه سوم توسعه، الگوی مصرف آب هر خانوار 5/22 مترمکعب در ماه تعیین شده که در نتیجه هر نفر بطور متوسط در شبانه روز می تواند 150 لیتر آب مصرف نماید (جدول 1) [7]. متأسفانه باتوجه به رشد بی رویه شهرنشینی در کشور، آمار چند ساله اخیر نیز نشان از مصرف سرانه بطور متوسط 250 تا 300 لیتر در شبانه روز می دهد. در سال 1373 متوسط تقاضای سرانه آب شهری در کشور 242 لیتر نفر روز بدست آمده است [8 و 9]. به عنوان مثال در سال 1379، فقط 47 درصد مشترکان کشور کمتر از الگوی مصرف، آب مصرف کرده و در مجموع 24 درصد آب شرب تولیدی در کشور را به کار بردند. در حالی&zwnj که 11 درصد مشترکان، 24 درصد آب شرب تولیدی را مصرف کردند [10]. با توجه به هزینه های بالای تأمین، انتقال و توزیع آب، افزایش بی رویه مصرف و منابع محدود آب قابل دسترس، شهروندان با بحرانهای جدی جدیدی در آینده روبرو می باشند.
جمعیت شهری کشور از 6 میلیون نفر در سال 1335 به 31 میلیون نفر در سال 1370 و در حال حاضر به بیش از 46 میلیون نفر رسیده است. مصارف آب شهری در سال 1372 نسبت به سال 1362، 5/1 برابر شده است. در جدول 2 میزان رشد جمعیت، برداشت آب و سرانه مصرف آب شهری در طی سالهای 1345 تا 1375 برای شهر تهران به عنوان نمونه ارائه شده است [11، 12، 13 و 14].
جدول 1- الگوی توصیه شده مصارف سرانه خانگی برحسب لیتر در روز (تا سال 1390) [7]
نوع مصرف حداقل (لیتر) حداکثر (لیتر)
آشامیدن 3 5
پخت و پز 5 10
حمام 25 50
لباسشویی 10 20
ظرفشویی 5 15
دستشویی و توالت 20 30
شتشوی خانه 3 10
کولر و تهویه مطبوع 2 5
متفرقه 2 5
جمع 75 150
جدول 2- جمعیت تهران و مصرف سرانه آب طی سالهای 1345 تا 1370 [11،12، 13 و14]
سال 1345 1355 1359 1365 1370 1375
جمعیت (1000 نفر) 2720 4530 5454 6042 6475 6759
مصرف سالانه آب (MCM) 98 346 443 542 681 870
مصرف سرانه (لیتر در روز) 99 209 222 244 288 352
همانطور که از جدول 2 مشاهده می شود، مصرف سرانه آب طی 30 سال بیش از 3 برابر و میزان مصرف سالانه تقریباً 4 برابر شده است. نکته قابل توجه این است که برخلاف رشد حدود 5/2 درصدی جمعیت شهر تهران در این دوره، مصرف آب با رشد سالانه تقریباً 5 الی 6 درصد همراه بوده است. جزئیات مصرف سرانه خانگی در شهر تهران در سال 1365 در جدول 3 ارائه شده است.
جدول 3- جزئیات مصرف سرانه خانگی در تهران (1365) [15]
نوع مصرف لیتر/ نفر/ روز میلیون مترمکعب درصد
خانگی 120 9/264 43
مصارف عمومی 120 1/44 8
تجاری و صنعتی 30 2/66 11
فضای سبز عمومی 30 2/66 11
تلفات تأمین، انتقال و توزیع 74 4/163 27
جمع کل استحصال 274 8/604 100
جدول 4، میزان آب مصرفی بعضی از شهرها و کشورهای جهان را نشان می دهد. همانطور که از این جدول مشاهده می شود، مصرف آب در تهران و دیگر شهرهای کشور به مراتب بیشتر از مصرف سرانه آب در مکانهایی است که از لحاظ آب و هوایی، زندگی اجتماعی و اقتصادی در ردیف تهران قرار دارند.
جدول 4- مصرف سرانه آب در بعضی از کشورها [16 و 17]
مطالعه و اجرای روشهای مدیریت تقاضای آب (کاهش تقاضا و مصرف، کاهش تلفات آب، استفاده مجدد از آب و فاضلاب، شیوه های جدید توزیع آب در شهر، ...) نه تنها فشار بر منابع آب را کاهش داده، بلکه کم هزینه تر از پروژه های جدید تأمین آب (انتقال بین حوزه ای از راههای دور، احداث سدهای جدید و ...) بوده و هزینه مدیریت فاضلاب را نیز کاهش می دهد.
میزان آب به حساب نیامده در استانهای مختلف کشور بین 25 تا 60 درصد گزارش شده است [17]. در مطالعه ای که در سال 1374 در خصوص تلفات آب در شهرهای بوشهر، تبریز و اهواز بعمل آمد، میزان تلفات آب در این شهرها به ترتیب 34، 30 و 50 درصد گزارش شده است [18]. بیشترین سهم تلفات مربوط به این شهرها، شکستگی لوله ها گزارش شده است. طبق استانداردهای جهانی برای کشورهای خشک و نیمه خشک و کم آب، حداکثر آب به حساب نیامده در یک شبکه توزیع حدود 15% و برای کشورهای پرآب حدود 25% توصیه شده است. طبق این استاندارد، برای شرایط ایران چنانچه آب به حساب نیامده از میزان 15% تجاوز نماید، ضرورت سرمایه گذاری برای بازیافت الزامی است. آب به حساب نیامده به میزان آبی گفته می شود که درصورت حساب فروش شرکت های آب و فاضلاب منظور نمی شود و اغلب به دلیل قرائت غلط کنتورها، انشعابهای غیرمجاز، کنتورهای با پلمپ باز و نشت در شبکه به دلیل پوسیدگی و از کارافتادگی لوله ها صورت می گیرد. میزان آب به حساب نیامده شهرها از 25 تا 60 درصد می باشد [17]. آب به حساب نیامده شبکه های شهری برخی از شهرهای کشور و دیگر کشورها به ترتیب در جدولهای 5 و 6 ارائه شده است.
جدول 5- آب به حساب نیامده شبکه های شهری برخی استانهای کشور [17]
نام استان آذربایجان شرقی آذربایجان غربی اصفهان بوشهر تهران خوزستان لرستان کردستان قم
میزان &zwnj تلفات (برحسب &zwnj درصد) 24 24 29 28 30 29 39 24 25
جدول 6- آب به حساب نیامده شبکه های شهری برخی کشورها [19]
نام کشور ایتالیا انگلیس اسپانیا ژاپن آلمان سنگاپور مالزی چین ایران
میزان&zwnj تلفات(برحسب&zwnj درصد) 15 25 13 15 7 7 21 8 28
به عنوان مثال، آب تصفیه شده ورودی به شهر تهران در سال 1371،682 میلیون مترمکعب و آب فروخته شده 377 میلیون مترمکعب و بالطبع آب به حساب نیامده 306 میلیون مترمکعب یا 45 درصد بدست می آید. از این مقدار 163 میلیون مترمکعب آب، یعنی 24 درصد مربوط به تلفات شبکه توزیع و 37 میلیون مترمکعب آن یعنی 5 درصد مربوط به استفاده غیرمجاز می باشد. حدود 45 درصد آبی که با سرمایه گذاری های کلان در زمینه های تأمین، انتقال، تصفیه و توزیع تولید می شود نه تنها تلف می شود که ضایعاتی را نیز به وجود می آورد.
بنابراین سرمایه گذاری لازم برای رساندن مقدار آب به حساب نیامده به حدود استانداردهای جهانی الزامی است. طبق برآورد دفتر مطالعات کاهش آب به حساب نیامده در سال 1379، کاهش یک درصد آب به حساب نیامده به معنی بازگشت 5/2 میلیارد تومان به توان مالی شرکت های آب و فاضلاب و برابر است با ایجاد 200 میلیون مترمکعب ظرفیت جدید تأمین آب در شرکتهای آب و فاضلاب که بالطبع، نیاز به سرمایه گذاری جدید در ایجاد تأسیسات را کاهش خواهد داد [20]. این افزایش درآمد به معنای ارتقای توان اجرایی این شرکتها ست.
در مطالعه ای که در مورد دلائل اتلاف آب در شبکه آب شهر بوشهر و تأثیر آن در اقتصاد صورت پذیرفت نشان داد که کاهش هزینه های اجرای طرحهای جلوگیری از آب به حساب نیامده بعد از پایان سال اول و از طرفی افزایش درآمد حاصل از آب به حساب نیامده جلوگیری شده، باعث گردیده که نقطه سر به سر (درآمد- هزینه) در سال دوم از دوره چهارساله برنامه ریزی جهت کاهش آب به حساب نیامده قرار گیرد که توجیه پذیری طرح را نشان می دهد [21]. قابل توجه است که این نتیجه براساس هزینه توزیع آب شبکه در داخل شهر محاسبه شده که اگر هزینه تأمین آب از محل برداشت تا ورودی شهر نیز به قیمت هر مترمکعب آب اضافه شود نقطه سربه سر زودتر و توجیه پذیری طرح بیشتر خواهد شد.
عوامل مؤثر بر کاهش تقاضای آب شهری
به طور کلی در مدیریت تقاضا، کاهش آب به حساب نیامده، کاهش فشار در شبکه، نوع سیستم توزیع آب در شهر، اصلاح سیستم لوله کشی آب منازل، استفاده از قطعات و وسایل کاهنده مصرف آب، نرخ گذاری آب و آموزش صرفه جویی در مصارف آب شهری روشهای مناسب برای کاهش تقاضا و مصرف آب می باشند که باید از طریق ابزار قانونی، فنی، مالی و نیز برنامه آگاه کردن و آموزش همگانی به طور فعال و مستمر پیگیری گردد.
رفتارها یا نیّات رفتاری مردم نسبت به صرفه جویی در مصرف آب به نگرش و میزان آگاهی آنان نسبت به مسائل مربوط به آب بستگی دارد. از اینرو، برای اینکه فعالیتهای مدیریت تقاضای آب به طور موفقیت آمیز اجرا شوند، لازم است که آگاهی ها و نگرشهای مردم نسبت به صرفه جویی در مصرف آب اصلاح شود تا همکاری آنها در اجرای این برنامه ها بیشتر شود. شهر کاشان یکی از شهرهایی است که با کمبود آب مواجه بوده و قرار است به زودی پروژه انتقال آب از رودخانه زاینده رود به این شهر بهره برداری شود. به منظور اطلاع از میزان آگاهی ها و سنجش نگرش مردم کاشان نسبت به صرفه&zwnj جویی آب، ارتقای سطح آگاهی آنها از اهمیت و وضعیت آب شهر، آموزش راههای صرفه جویی، تغییر نگرش آنها به سمت صرفه جویی و بالا بردن قابلیت پذیرش آنها برای اجرای اقدامات مدیریت تقاضا تحقیقی پیمایشی در این شهر انجام شد [22]. نتایج این تحقیق نشان داد که میزان آگاهی مردم نسبت به ضرورت صرفه جویی در مصرف آب و کارایی روشهای مختلف صرفه جویی بر نگرش آنها به آب و نیز بر رفتار آنها در جهت صرفه جویی آب تأثیر معنی داری دارد. با تحلیل روند تغییرات مصرف سالانه آب برخی از خانوارها (کاهش و یا افزایش ناگهانی) معلوم شد که عامل اصلی این تغییرات، اصلاح سیستم لوله کشی منزل و یا برعکس پیدایش نشت در لوله کشی بوده است.
کمبود اطلاع از میزان مصرف و الگوی بهینه مصرف آب، کمبود اطلاعات کافی در مورد عوامل افزایش تقاضا، پایین بودن قیمت آب، تصور مردم از آب به عنوان یک کالای اجتماعی و ارزان قیمت، راحت تر بودن اجرای برنامه های عرضه آب، کمبود درک مفاهیم، قلمرو و پتانسیل های مدیریت تقاضا، پایین بودن قابلیت پذیرش جامعه برای اجرای فعالیت های مدیریت تقاضا، کمبود همکاری و هماهنگی بین نهادها و سازمانهای آبی، مقاومت سازمانهای آبی برای تغییر در سیستم سنتی خود، و اشتغال زایی بیشتر اقدامات عرضه آب از جمله موانع اجرای فعالیت های مدیریت تقاضا می باشند. بسیاری از این موانع به آسانی به واسطه برنامه های آموزش و آگاهی عمومی و ابزار قانونی برداشته می شوند.
یکی از پارامترهای موثر بر الگوی مصرف و مدیریت تقاضای آب، نرخ آب می باشد. تعیین قیمت مناسب برای آب هم موجب صرفه جویی آن توسط مصرف کنندگان و کاربرد بهینه آن در مصارف تجاری و صنعتی شده و هم درآمدی از فروش آن برای شرکتهای آب و فاضلاب حاصل می شود تا بخش عمده ای از هزینه های خدمات آبرسانی و تصفیه آن را تأمین نماید. از طرفی رعایت بهداشت و سلامتی شهروندان به شدت به عرضه آب بستگی دارد و گرانی آب بهداشت عمومی را با مشکل مواجه می سازد. در ایران وضعیت موجود سیستم نرخ گذاری آب در درجه اول تحت تأثیر ملاحظات سیاسی- اجتماعی می باشد و به تبع آن عملکردهای مالی و اقتصادی از درجه اهمیت کمتری برخوردار است. در همه استانهای کشور به جز استان چهارمحال و بختیاری، میانگین فروش آب کمتر از قیمت تمام شده آن در شرکت های آب و فاضلاب می باشد. جهت مقایسه، متوسط فروش و قیمت تمام شده آب استان تهران و استان کردستان در سال 1375 در جدول 7 آورده شده است.
جدول 7- مقایسه میانگین فروش آب شهری و قیمت تمام شده آن در سال 1375
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 19 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید